یادداشت تسنیم| بفرمایید خانه زیبا، کشتار لازم نیست!

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، در بازار رکودزده اقتصاد ایران که چند سالی است مردم و فعالان اقتصادی را نگران کرده صحبت از گران شدن نباید منطقی باشد و در وضعیتیکه بازار دچار بحران کمبود تقاضا است، نمی توان انتظار گرانی داشت. اگرچه رکود تورمی پدیده ای جدید نیست و در اقتصادهایی که دچار بی عملی دولت و دشوار شدن شرایط کسب و کار شده اند، مسبوق به سابقه است، اما تردیدی در نادر بودن آن و آثار منفی که بر اقتصاد و جامعه بر جای می گذارد وجود ندارد.

در ماههای اخیر بخش مسکن درحالیکه 4 سال است دچار رکود شده و بیش از 100 تولید را درگیر رکود کرده است دچار تورم شد و افزایش قیمتی بیش از 3 برابر تورم رسمی را تجربه کرد. در فروردین ماه سال 1397 متوسط قیمت خرید و فروش یک مترمربع واحد مسکونی در شهر تهران به 55.3 میلیون ریال رسید که نسبت به ماه مشابه سال قبل 29.5 درصد افزایش یافته است. این افزایش قیمت اگر با نسبت معاملات مقایسه شود نشان از تناقضی با توضیح دشوار دارد که نمی توان با منطق اقتصادی آن را توجیه کرد. تعداد معاملات انجام‌شده در فروردین ماه 5 هزار فقره بود که نسبت به فروردین ماه سال سال قبل 6.3 درصد کاهش یافته است. تناقض کاهش معاملات و افزایش قیمت!

به زبان ساده، در حالیکه مردم کمتر از سال گذشته دنبال خرید واحد مسکونی بوده اند، قیمت آن سه برابر بیشتر از متوسط سطح عمومی قیمت ها افزایش یافته است. اگرچه می توان استدلال هایی اقتصادی مانند ذخیره نیروی افزایش قیمت را در بخش مسکن به عنوان عامل بر شمرد، و اگرچه در تضاد با کاهش تقاضا و کاهش سطح معاملات خود به تناقضی مضاعف تبدیل می شود، ارائه توضیحی اقتصادی و جامع برای آن تقریبا غیرممکن است و باید به سایر جنبه های کنش اجتماعی رجوع کرد.

رقابت بیرحمانه برای رسیدن به قفس هایی به نام آپارتمان

متخصصان علوم اجتماعی معتقدند که در شرایط برهم خوردن تعادل های مبنایی اقتصادی؛ رقابتی اعلام نشده بین مردم به جریان می افتد که در این رقابت نوعی داروینیسم اجتماعی ایجاد شده و برخی از مردم به این نتیجه می رسند که اگر می خواهند بقا یابند باید با حداکثر قدرت منافع دیگران را گرفته و مال خود کنند. این رقابت سیاه به این دلیل ایجاد می شود که سیاستگذاری غلط دولت ها رسیدن به امکانات اولیه زندگی را برای خانواده ها و تک تک ایرانیان به آرزویی دور و دراز تبدیل کرده است.

در حالیکه با کسری از منابع خدادادی ایران می توان مشکل مسکن مردم را برای همیشه حل کرد، عامه مردم یک عمر در آرزوی خرید خانه به سر می کنند تا در کهنسالی به یک قفس بی کیفیت به اسم آپارتمان دست پیدا کنند که نه محل مناسبی برای استراحت است و نه مکانی مناسب برای ایجاد خانواده ای سالم و با کنش های منطقی و همراه با طمانینه اجتماعی.

این سرکوب خواسته طبیعی مردم در طی سالیان طولانی باعث می شود برخی از مردم نتوانند زیر فشار روانی خانواده برای ایجاد رفاهی منطقی دوام آورده و به کاروان «رحم نکردن به همنوع» بپیوندند که اگر فکری برای آن نشود جو غالب را در جامعه شکل داده و تعادل روانی مردم را بر هم می زند. این جو بیرحمانه؛ تشدید کننده انتظارات تورمی است و باعث می شود در هر مشکل کوچک اقتصادی، وارد عمل شده و بحران بیافریند؛ چه در بازار ارز و سکه و چه در بازار مسکن و مستغلات.

سرمایه اجتماعی، بزرگترین قربانی

آسیب دیدن سرمایه اجتماعی به دلیل پاسخ داده نشدن نیازهای اولیه مردم مانند مسکن که در قانون اساسی بدان تصریح شده و برآوردن آن وظیفه ذاتی دولت است؛ و در کشورهای صنعتی توسط دولت ها کنترل و سیاستگذاری می شود؛ زمین بکری که مردم باید در آن زیست کنند را به دشت لم سیزرع تبدیل می کند. بی رحمی نسبت به همنوع، شاخص عینی آب شدن سرمایه اجتماعی است. “برای اینکه عقب نمانی به کسی رحم نکن، هرچه گرانتر بفروشی بهتر است.” کم نیستند فروشندگان مسکنی که برای فروختن به قیمت بالا 3 سال به انتظار می نشینند، غافل از اینکه عدم دسترسی به نقدینگی به مدت سه سال زیان بزرگتری است. ولی غلبه طمع و “گران بفروش که ضرر نکنی” باعث کارکرد ناقص عقل معاش شده است.

چه باید کرد؟

راه حل بی جایگزین؛ برآوردن نیاز مردم به مسکن به صورت عادلانه و به اندازه منابع طبیعی کشور است که تجربه نشان داده شدنی است و می توان برای حل آن راه حل پیدا کرد. مدیران جهادی واقعی در مناطق زلزله زده غرب کشور در یک هفته اخیر موجی شورآفرین ایجاد کردند و با مصداق عینی نشان دادند که می توان با هزینه ناچیز نیاز انباشته مردم (نیاز به مسکن مناسب) و موتور طمع ورزی را خنثی کرد و زمینه ای ایجاد کرد تا نقاط درخشان فرهنگ ایرانی بار دیگر خود را نشان دهد.

طبق آمار بانک مرکزی متوسط قیمت خرید و فروش یک مترمربع زیربنای واحد مسکونی معامله‌شده از طریق بنگاه‌های معاملات ملکی شهر تهران 55.3 میلیون ریال بود که تنها 5 میلیون ریال آن واقعی بوده است. درحالیکه مهندس سعید قاسمی و همکارانش در مناطق زلزله زده کرمانشاه با استفاده از فناوری ساخت مسکن با روش مدرن روز جهان خانه هایی زیبا و با کیفیت؛ و با قیمت متری 5 میلیون ریال ساخت و به مردم تحویل داد، در تهران برای قیمت هر متر مربع 1000 درصد بیشتر باید هزینه شود. ممکن سوال شود که این قیمت به زمین باز می گردد  که در شهرهای کوچک استان کرمانشاه در حد صفر و در تهران بسیار گران است.

پاسخ این است که زمین در تهران به طور ذاتی گران نیست و دلیل گرانی آن به سیاست های غلط آمایش سرزمینی، سپردن بازار زمین و مسکن به بورس بازان و زمین خواران، استفاده از فناوری های منسوخ که متری 2 میلیون ریال به طور متوسط برای ساخت مسکن هزینه ایجاد می کند(با کیفیت نازل) و محدود کردن زمین به عنوان بخشی از انفال که به همه امت اسلامی تعلق دارد، باز می گردد. مجموعه این سیاست های غلط باعث غیرقابل دسترس شدن داشتن خانه ای در شان ملت ایران برای عموم مردم شده و رقابتی سیاه را برای رسیدن به یک حق اولیه ایجاد کرده است که در این رقابت تاریک کسی به کسی رحم نمی کند و البته برنده ای هم ندارد.

تکثیر الگوی سپاه توسط این نهاد مردمی در سراسر کشور؛ بار کمرشکن هزینه های تامین مسکن را به راحتی از روی دوش مردم بر می دارد. این نهاد به جای اینکه مانند سایر نهادهای بروکراتیک خود را درگیر سود بردن از تجارت مصالح منسوخی مانند آجر و میلگرد کرده و از کمیاب شدن تصنعی زمین (طرح عباس آخوندی وزیر کنونی مسکن که در 30 سال گذشته سیاست اعلام نشده کشور در بخش مسکن بوده است) کند، با نگاه غیرانتفاعی و اصل قرار دادن خدمت به مردم و باز کردن گره مشکلات، سرمایه اجتماعی را احیا کرده و به رقابت سیاه زیان وارد کردن به یکدیگر برای تامین سرپناه پایان خواهد داد.

انتهای پیام/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *